تیاتر کلمه ایست یونانی که به معنی شهر تماشاه آمده است با یک مرور مختصر بر واژه نامه ها و دیکشنری ها متوجه میشویم که اصطلاح تیاتر بدو مفهوم یعنی عام و خاص مورد استفاده قرار گرفته است.

به مفهوم عام تیاتر همیشه در ارتباط با هنر نمایشی یا تمثیلی از قبیل نمایشنامه ها، اوپرا ها، اوپرت و بالت بوده است ولی به مفهوم خاص معنی کلمهء تیاتر همانا سالون تیاتر سالون تماشاگران، بالکن، لوژ، اتاق های لباس پوشی مکیاژ، دیکور و ورکشاپ میباشد.

از تاریخ تیاتر همان مدت زمانی سپری شده است که از عمر آدم و حوا بروی زمین میگذرد. ریشهء تیاتر را باید در ساختمان بیو- سیکالوژیکی آدمیان یعنی در غریزهء طبیعی آنها نسبت به میل به بازی بصورت کل جستجو کرد.

از همان لحظه که انسانها به شکار حیوانات فایق آمدند، دور هم جمع گردیدند، آتش بر افروختند، لباسهای از پوست به تن کردند، ماسک ها بر چهره زدند و با میمیک های شاد و نشاط بخش به رقص و آواز خوانی پرداختند از همان آوان به اینسو تیاتر در بین این باشندگان کره خاکی مروج گشته است.

این نمایشنامه های جوامع ابتدایی که اکثرآ بیانگر حالات درونی شکارچیان ماهر آندوره بود، معمولا از طرف چندین نفر اجرا می گردید. هر کس نقش های مختلفی را ایفا میکرد. یکی شکارچی میشد و آن دیگری خود را در عقب ماسکی در قالب حیوان صید شده میریخت، عده هم به شجاعت و مردانگی صیادان آفرین میگفتند و برایشان کف میزدند.

 Spencer - سپنسر در 1820 نوشت که:

 منشآ هنر همانا تمایل انسان به بازیست. و اما تاریخ، این اولین حادثه را یا این اولین بازی را سالها قبل از داروین، شیلر و سپنسر درج نموده بود.

درست در سال 550 قبل از میلاد. درین هنگام بود که تیس پیس – Thespis اولین کورس را که یکجا با پای کوبی رقاصان ماهر اجرا میگردید به افتخار دیونیزوس – Dionysos به معرض نمایش گذاشت.

در وسط ستیژ مدور، بزرگ و طبیعی، دیو نیزوس قرار داشت و رقاصان و آوازخوانان بدور او در حرکت بودند.

بعد ها این ساختمان ستیژ ثابت به ستیژ متحرک تکامل کرد طوریکه در بعضی از نمایشات خدایان از آسمان ها به زمین فرود می آمدند و پس از اجرای نقش شان توسط همان لفت های ابتدایی دوباره در افق پهناور ستیژ ناپدید میگشتند.

چهارصد سال قبل از میلاد مسیح مردمان توانای یونان گرد هم جمع شدند و تهداب ستیژ و تیاتر  تیپیک امروزی را گذاشتند. در سال 1400 میلادی تیاتر بروی خیابانها مخصوصا بروز های بازار به معرض اجرا قرار میگرفت. یکصد سال بعد از این تاریخ برای اولین بار زنان در تیاتر راه یافتند و توانستند با حرکات زیبا و ماهرانه و ژست های خاصه فزیکی خویش تیاتر را حقیقی تر و واقعی تر از قبل سازند.

در سال 1600 میلادی تیاتر به صورت امروزی تقریبا در همهء نقاط جهان معمول گشت، در همین سال تیاتر درباری نیز اساس گذاری شد.

در تیاتر درباری سعی بعمل آمد تا آدمیان برای انسان های هم جنسش نظر به تعلق طبقاتی و موقف اجتماعی آنها امتیازی را قایل شوند روی این منظور مودل تیپیک ایتالیایی با داشتن لوژ بالکن اول و دوم و گالری یک، گالری دو، گالری سه و بعدآ جای برای آنهایی که بخاطر نداشتن پول زیاد مجبور به ایستاد بودن در سالون تیاتر شده اند، در اکثر ممالک پهن گردید و تا هنوز هم در اکثر از کشور ها بشکل رسمی طبقاتی آن پابرجاست.

در سال 1898 استانیسلاوسکی – Stanislawski به الهام از تیاتر  Libre انتونیس  Antones تیاتر هنری ماسکو را اساس  گذاشت.

برتولت برشت که از جنگ فاشیستی بیزار بود، کارش را در قالب تیاتر حماسی نیرومند ساخت و زحمات ارزشمندی را در جریان جنگ جهانی دوم و بعد از آن به خاطر رشد تیاتر متقبل شد. وی بنیان گذار انسامبل برلین بوده و توانست تیاتر را در کشور آلمان دوباره احیاء کند.  

پیشرفت تیاتر امروزی را باید مدیون کار خستگی ناپذیر مثمر نقادان این بخش از هنر دانست. نقادانی بس  ارزشمند همچو لیسیننگ  Lessing ، دیدیرویت Dideroit و سنت مارسیر Mercier.S به بررسی و تحلیل نمایشنامه به مفهوم نمایشنامه مقتضی و اجرای نقش بروی ستیژ رژی، دیکور پرداختند و رهنمود های پر ارزشی از خود بجا گذاشتند.

در سال 1901 هیرمن Herrman آموزش تیاتر علمی را در اکادمی ها و یونیورستی ها مروج ساخت که این خود پل مستحکمی بود از دانش تجربی بسوی دانش علمی. از خوشبینی و دلبستگی به فهم و درک عمیق تیاتر.

اولین پامفلیت طبع شده در ارتباط با نمایشنامه در سال 1529 به بیننده گان عرضه گشت.

از سال 1750 به اینسو ممثلین نمایشنامه ها معرفی میگردند و یکصد سال بعد از این معرفی کارگردان در تیاتر مروج گشت.

و اما گرچه از عمر تیاتر در جهان ما دو هزار و پنجصد سال میگذرد ولی بدبختانه در کشور ما برای این هنر پر ارزش که برشت آنرا سلاح بران برای تغیر مناسبات اجتماعی میدانست، چندان اهمیتی قایل نبودند. فقدان آثار کتبی، قضاوت های قبلی در مورد هنرمندان به صورت عموم و تیاتر به صورت خصوصی و پایین بودن سطح مادی زندگی اکثر از هنرمندان کشور ما گویای این مطلب فوق و حقیقت تلخ جامعهء ماست.

ما بدون شک با فقدان فاجعه انگیز که میراث گذشته گان ماست چه در ساحهء ادبیات و چه در ساحهء هنر مواجه هستیم. امروز تاریخ تیاتری وجود ندارد که نویسندهء فتح اندولس را بما معرفی دارد. نام این نویسنده در تاریخ کشور مان برای همیش خالی خواهد بود.

و اما نقش تیاتر و ممثلین آنرا در طول دوره های بس دشوار گذشته نباید کم اهمیت تلقی نمود. این هنرمندان تهی دست، افتخار روشن نگهداشتن مشعل هنر را در تاریخ کشور ما دارند و علم برداران قهرمانی اند که اگر گاهی خود در برابر فقر واستبداد به زانو درآمده اند اما باز هم درفش هنر شانرا همیشه در اهتزاز نگهداشته اند.

در مورد پیکار و زحمات خستگی ناپذیر این هنرمندان این مدافعین دست آورد های فرهنگ ملی ما، هر چه بنویسیم باز هم کم خواهد بود. این مساله را بدوش تاریخ میگذاریم زیرا تاریخ بازگو کنندهء همه واقیعت هاست.

 

نوشته و برگردانی: محمد وثیق صادق

 

 

 

بالا